سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تسنیم عشق
قالب وبلاگ

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های

ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها

می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی

گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد

(ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید

 

پیامبر اعظم (ص):

تقوای کامل آن است که آنچه را نمیدانی یاد بگیری و به آنچه میدانی عمل کنی

مبعث، عید شکوفایی خوشبوترین گل هستی، مبارک . . .


[ دوشنبه 91/3/29 ] [ 9:58 صبح ] [ ] [ نظر ]

استاد فاطمی نیا در جلسه ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمودند: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: 1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!" الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند.

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین (ع) به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 11:16 عصر ] [ ] [ نظر ]

 

شهیدسید مرتضی آوینی:

 

چه بسیارند اهل دین، آن جا که شرط دین داری جز نمازی غرب وار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند،گرد خانه ای سنگی نباشد.

دین دار آن است که در کشاکش بلا دین دار بماند و گر نه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم، چه بسیارند اهل دین.


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 11:13 عصر ] [ ] [ نظر ]

امام خامنه ای(سلام الله):

اگر کسی درس بخواند، تا ملای درجه یک بشود و به قدری تقوا داشته باشد که سلمان عصر گردد؛ یک چنین ملای عالم عادل فقیه متقی همه چیز تمام، اگر دنیا را نشناسد، چنانچه خدا رحمش نکند، ممکن است همین آدم وسیله‌ای برای شیطان بشود.

(حوزه و روحانیت، ج1، ص128.)


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 11:4 عصر ] [ ] [ نظر ]

"ممکن است بسیار عادی بنماید اگر بگویم که من در شرایط سختی از عراق فرار کردم. در  "نبرد اقلیم التفّاح" هم در محاصره قرار گرفته‌ام، اما در هیچ جایی بازداشت نشده‌ام، جز یک‌جا که اگر بگویم شگفت‌زده می‌شوید؛ ایران! آن هم بعد از پیروزی انقلاب و در جمهوری اسلامی!
ماجرا از این قرار بود که در سال 1361 تصمیم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و به‌تنهایی راه افتادم. در هواپیما چندنفر لبنانی بودیم. در میان ما لبنانی‌ها، یکی بود که ریشش را تراشیده بود و با دختر غیرمحجبه‌ای همراه بود. آن‌زمان در ایران موضوع حجاب مطرح نبود. وارد فرودگاه مهرآباد که شدم، مسئول امنیتی فرودگاه که برای بازرسی ما ایستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ریشش را هم تراشیده بود. کسانی که بی‌حجاب بودند یا ریش‌شان را تراشیده بودند، به‌سادگی رد شدند؛ اما من را که با لباس روحانی بودم و چندنفر دیگر که ریش داشتند، در کناری نگه‌داشتند و اجازه‌ی رفتن ندادند. به همین ترتیب تا نیمه‌شب در فرودگاه معطّل شدیم.
نیمه‌شب، ماشینی آمد و ما را به بازداشتگاهی برد. بازداشتگاه ما، ساختمانی مصادره‌ای بود که اتاق‌های کوچکی داشت. ما را داخل یکی از این اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصی آمد و چندساعت از من بازجویی کرد:
ـ تو کی هستی؟
ـ در ایران قصد انجام چه کاری داری؟
ـ با چه کسی رابطه داری؟
و درباره‌ی لبنان نیز بازجویی را شروع کرد و ...
بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر "اطلاعات نخست‌وزیری ایران" بود، بازجو به‌سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم!
آن دو روز خیلی به من سخت گذشت. گاهی به این فکر می‌کنم که در تمام عمرم در زندان یا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوری اسلامی بازداشت شده‌ام. این برای من خیلی دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم."


ملاحظه مهم:
در اوایل دهه‌ی 60 و هنگام نخست‌وزیری "میرحسین موسوی"، وزارت اطلاعات هنوز تاسیس نشده بود و امور امنیتی و اطلاعاتی کشور، در واحدی با عنوان "اطلاعات نخست‌وزیری" با مسئولیت "خسرو قنبری تهرانی" و "سعید حجاریان کاشی"(1) انجام می‌شد. ظاهرا این افراد که از فعالیت‌های سپاه پاسداران ناراحت بودند، برای پی‌بردن به اطلاعات و فعالیت‌های نیروهای مرتبط با سپاه، دست به این اقدام زده‌اند.

1

سعید حجاریان در دوره اول نماینده شورای شهر تهران بود پس از ترور خانه نشین شده بود

وی در جریان فتنه 88 در زندان اوین بازداشت شد


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 7:36 عصر ] [ ] [ نظر ]

مورخان تاریخ اسلام؛ سالروز گریختن ابوبکر ابن ابى‌قحافه از میدان جنگ خیبر (7 هجری قمری) را در تاریخ بیست و دوم ماه رجب‌المرجب(یعنی امروز) ذکر نموده‌اند. محققین اهل سنت نظیر احمد بن حنبل، ابن ماجه قزوینى، ابوبکر بزار، طبرى، طبرانى، حاکم نیشابورى، بیهقى و... واقعه مذکور را شرح داده‌اند.

   

فرار ابوبکر ابن ابى‌قحافه از جنگ خیبر
در چنین روزی از سال 7 هجری قمری (بیست و دوم رجب‌المرجب) و در ایام جنگ خیبر، علم جنگ به ابوبکر داده شد تا به پیکار با یهودیان خیبر برود 

او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز تشویق به فرار کرد.


در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم
 صلوات الله علیه ابوبکر را با لشکرى براى فتح قلعه خیبر فرستاد، ابوبکر گریخت و برگشت! (این حدیث را حاکم نیشابورى در جلد سوم، صفحه 27 کتاب خود، به‌همین نحو نقل کرده است. سپس مى‌گوید: این حدیث با سند صحیح نقل شده است، ولى بخارى و مسلم روایت نکرده‌اند... ذهبى نیز با تصریح به صحت آن، در تلخیص «مستدرک» آورده است.)
ابن ابی‌الحدید راجع به فرار عمر و ابوبکر از جنگ خیبر، می‌گوید: «و ما أنس لا أنس اللذین تقدما... و فرهما و الفر قد علما حوب (یعنی: آنچه را فراموش کنم، فراموش نمی‌کنم که آن دو (ابوبکر و عمر) در جنگ تقدم جستند و از جهاد فرار کردند و حال آن‌که می‌دانستند فرار از جهاد از گناهان بزرگ است.»

 


[ چهارشنبه 91/3/24 ] [ 6:49 عصر ] [ ] [ نظر ]

یک وقت بدون اطلاع وارد محله ای برای دیدن خانواده ی شهیدی شدیم،دیدیم محله پر از جمعیت است و برای ورود مقام معظم رهبری،گاو و گوسفند آماده کرده اند.

آقا با دیدن صحنه ناراحت شدند و فرمودند: "مگر من نگفتم مزاحم مردم نشوید و دیدار من بدون اطلاع قبلی باشد؟!"

ما عرض کردیم: " آقا،از دفتر اطلاع نداده اند."

بالاخره آقا وارد منزل پدر شهید شدند و فرمودند: "بگو ببینم چه کسی آمدن مرا به شما اطلاع داده است،آیا از دفتر اطلاع داده اند؟"

پدر شهید عرض کرد: "نه آقا،من دیشب حاج آقا روح ا... را در خواب دیدم.پسرم علیرضا نیز در کنار امام(ره) نشسته بود."

امام (ره) رو به من کردند و فرمودند: "فلانی،فرداشب مهمان عزیزی داری،از مهمانت پذیرایی کن."

گفتم: مهمان من کیست؟

فرمودند: "رهبر مهمان شماست،با تعجّب گفتم رهبر می خواهد به خانه ی ما بیاید؟!"

پسرم گفت: "بله بابا،رهبر می خواهد به خانه ی ما بیاید،از ایشان پذیرایی کنید."


[ دوشنبه 91/3/22 ] [ 11:57 عصر ] [ ] [ نظر ]

خانم بی نظیر بوتو خدمت مقام عظیم شأن ولایت آمده بود،ما نسبت به حجاب ایشان ایراد گرفتیم و حتّی چادری برایشان پیدا کردیم و ایشان چادر به سر خدمت آقا رسید.

آقا از همان اوّل در مقام نصیحت برآمدند و فرمودند:

"دخترم،تو فرزند اسلام هستی،تو فرزند امیرالمؤمنینی،تو فرزند اهل بیتی،تو فرزند قرآنی،تو مسلمانی،تو شیعه هستی."

همین طور آقا ادامه دادند و کاری کردند که خانم بی نظیر بوتو شروع به گریه و زاری کرد.در حالی که گریه می کرد،می گفت:

"یه خواهش دارم و آن این که روز قیامت ما را شفاعت کنید."

 

آقا بلافاصله فرمودند:

"شفاعت مخصوص محمد و آل محمد(ع) است.بهترین شفاعت در این دنیا این است که شما مشی و مرامتان را با اهل بیت هماهنگ کنید.از زی(شعار و عقیده) خودتان که مسلمانید،دست بر ندارید و از لباس دین خارج نشوید."

 

خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر اسبق پاکستان بود که بدست مخالفینش ترور شد.


[ دوشنبه 91/3/22 ] [ 11:54 عصر ] [ ] [ نظر ]

عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا
اما روزی به نام روز مبادا در تقویم نیست
روز مبادا روزی است مثل فردا مثل دیروز,کسی چه میداند شاید روزی باشد مثل امروز
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چنان که بایدند و نه نیستهای ما

هر روز بی تو روز مباداست


[ دوشنبه 91/3/22 ] [ 9:21 صبح ] [ ] [ نظر ]

 

دکتر محمد جواد لاریجانی اظهار داشت:

 20 سال پیش زمانی که اینترنت توسط پژوهشگاه دانش‌های بنیادی به ایران آمد اختلافی بین ما و وزیر مخابرات پیش آمد که آنها اعتقاد داشتند که این فناوری مانند فکس است. از این رو من نامه‌ای به مقام معظم رهبری در خصوص این فناوری و کاربردهای آن نوشتم. مقام معظم رهبری هر دوی ما را فرا خواندند و سه مطلب را تاکید کردند.

ایشان فرمودند این صنعت بسیار جالب است و باید از همین حالا بر روی آن سرمایه‌گذاری شود.

همچنین این فناوری باید برای جوانان بسیار جاذب باشد و لازم است میدان را برای آنها فراهم کنیم .

و در نهایت تاکید کردند این صنعت مانند سایر صنایع، آلودگی خاص خود را دارد که باید برای آن برنامه‌ریزی کرد.


[ یکشنبه 91/3/21 ] [ 5:48 عصر ] [ ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما در ساحل آبیم وگاه تشنه می میریم جهان قرآن مصور است ،
از هر آیه هزاران چشمه می جوشد.

بهره ی مقربان ،شراب چشمه تسنیم می باشد. وبلاگ تسنیم عشق سعی در جستجوی آب گوارای چشمه تسنیم تا خود بهشت داره.

حرف دل
باز دنیا شهرکوفی هاشده ،بسیجی هاعلی تنهاشده زیر باران ولایت تر شوید، باشهیدان باز هم سنگر شوید ،
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 46
بازدید دیروز: 60
کل بازدیدها: 58271