سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تسنیم عشق
قالب وبلاگ

دعا

سلام علیکم ! چطوری اوس کریم
مخلصتیم ، فـــدای تو ، چاکـــریم

نیگا نکن یه خورده بد شدیم ما
تو امتحـــانای تو رد شـــدیم ما

نیگا نکن چموش و سر کِشیم ما
هنوز داریم جورشو می کشیم ما

شیطـــونِ لعنتی با ما رفیق شد
یه مدتی تو کـــار ما دقیــق شد

بذر جــدایی تو دلای ما کاشت
میوه ی نا امیدی از ما برداشت

می رفت تو جِلدمون که دنیا چیه؟
خـــدا کجاس ؟ امروز و فردا چیه؟

اصن یه وضعی شده بود حالمون
هر جا می رفتیم اون به دنبالمون

نماز عشق ما رو باطــل می کرد
اینجوری ما رو از تو غافل می کرد

خلاصه خیلی ما رو می داد آزار
نامــــــــردِ لامـــــروتِ لاکــــــردار

می خواس که ما رو از شما دور کنه
میخواس که حـــــالِ ما رو ناجور کنه

امـــا نمی دونس تو را داریم ما
با دست خالی هم خدا داریم ما

یه صبح زود ، دعوا تو چاله میدون
یه وضعی حالـشو گـرفتم ، بدون

ضــربه ی فنی شد و بدجوری باخت
رفت و دُمش رو روی کولش گذاشت

سرزنشم نکــــــن که دیر اومدم
با دستِ رد به سینه ی اون زدم

تو اوس کریمی و کَرَم کارته
بخشیدنِ زیاد و کــــم کارته

ما به صَفاتون دیگه عادت داریم
کوچیکتیم خیلــــی ارادت داریم


[ جمعه 91/11/20 ] [ 8:17 عصر ] [ ] [ نظر ]

عشق

اگر بگوییم عالم هستی جز تجلی معشوق نیست و

حیات و زندگی نیز به جز عشق نیست،خلاف یا گزاف نگفته‌ایم.

لذا مقوله «عشق» بسیار والاتر از حلال و حرام است.

عشق، هدف گرفتن معشوق است و

حلال و حرام، راه زودتر و سالم‌تر رسیدن به معشوق. به قول حافظ:

 عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده درس رمزی از کارگاه هستی


[ چهارشنبه 91/11/18 ] [ 8:32 عصر ] [ ] [ نظر ]

مجلس

وقتی پدر برای جنگ با گرگ ها آماده می شود و

خانه را به دست فرزندان ارشد می سپارد،

بازی کودکانه پسرهای بزرگ با عروسک های خاله زنکان،

گرگ ها را خوشحال خواهد کرد

که امشب هم می گذرد و پدر شکارش عقب خواهد افتاد.

همین.


[ سه شنبه 91/11/17 ] [ 8:44 عصر ] [ ] [ نظر ]

سفرعشق

قطاری هر شب

از ایستگاه خاطره ات می رود به اندیمشک

قطاری هر شب

از ایستگاه جمجه ات

تا آتش چاه های نفت

قطارهای یک طرفه

 با پرده های چفیه و باران

دریچه های قلبت که بسته می شود

قطار به تونل رسیده است

نفسی که تنگ شود،

چفیه را با اشک خیس کن

شیمیایی است!

دلت که می گیرد فوری بخواب

خمپاره است!

و پیش از آن که ماسک خود را به ماه تعارف کنی

نخل و ستاره را به عقب بفرست!

قطار سوت می زند

و جوانی ات برایش دست تکان می دهد

قطار خالی است

ماه لکوموتیو را می راند

و فرشته ها

تو را و قطار اندیمشک را

به آسمان می برند!


[ سه شنبه 91/11/3 ] [ 3:26 عصر ] [ ] [ نظر ]

ابولهب

ابولهب ایسم. کسی که اموال و اعمالشان را برای دشمنی با خدا سازمان دهی می‌کند و کسانی هم او را پشتیبانی می‌کنند.چیزی که خدا در سوره با آن درافتاده، مفهوم ابولهب بودن است، و ابولهب کسی است که مال و اعمالش را برای دشمنی با او بکار گرفته باشد. و در عاقبت در آتشی که خودش روشن کرده می‌افتد.هیزم آتشی را که ابولهب برمی‌افروزد، زنش تأمین می‌کند.زن ابو لهب بودن یک مفهوم است، یعنی کسی که پشت صحنه کار می‌کند. که تبانی ذهنی هم، همین است.مرد روی صحنه کار می‌کند، و زن پشت صحنه. زن ابولهب صدق می‌کند بر هر آن کسی که هیزم آتش دشمنی ابولهب را با خدا تأمین می‌کند. حال اگر در زمان نزول به ابولهب و زنش تطبیق می‌کند حرفی نیست، و در هر زمانی بر ابولهب و یارانش تطبیق می‌کند. ابولهب یک جرثومه است. جرثومه همان سنبل در فاز منفی است. درست است که در زمان نزول مصداق داشته ولی این یک نماد است، یا به قول امروزیها یک «ایسم» است. سردسته ابولهب های این عصر اسراییل و هیزم کش او آمریکا است.


[ سه شنبه 91/11/3 ] [ 12:33 صبح ] [ ] [ نظر ]

جامعه

مشکلات و معضلات بزرگ اجتماعی امروز در جامعه ما ریشه در مشکلات بزرگ فردی ما دارد.روش اسلام صرفا ساختن یک روش خشک قانونی که افراد متعرض یکدیگر نشوند، نیست، بلکه روش اسلام این است که مسلمانها را مسلمان سازی می‌کند و جامعه اسلامی برآیند این آحاد مسلمان می‌شود و حکومت اسلامی برآیند آحاد این مسلمانها می‌شود.به عنوان مثال یکی از مشکلات جامعه اسلامی این است که افراد بر سر هم کلاه می‌گذارند، یک راه این است که حکومت برای حل این مشکل  همه خریدها را کارتی می‌کند که حتی در خریدهای روزانه هم مردم از کارت استفاده کنند و هیچ کس نتواند بر سر دیگری کلاه بگذارد.

روش دیگری هم این است که هرکسی وجدان خودش بر خودش حاکم باشد و با اعتقاد به قیامت و معاد بتواند اعمال و رفتارهای خودش را کنترل کند و به خاطر این که خدا را ناظر می‌بیند، به حق کسی تجاوز نکند، خواه در منظر عمومی باشد، خواه نباشد.

کسی که به خاطر وارد کردن خسارت جزئی به اموال کسی در صدد جبران است،‌ ایمان به قیامت دارد و فرار کسی که انسانی را در خیابان می‌کشد، ناشی از بی‌ایمانی او به قیامت است.


[ سه شنبه 91/11/3 ] [ 12:12 صبح ] [ ] [ نظر ]

بهار

باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود .

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه ،

باغ ما نقطه ی برخورد نگاه و قفس و آینه بود .

باغ ما شاید ، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود .

میوه ی کال خدا را آن روز ، می جویدم در خواب .

آب بی فلسفه می خوردم .

توت بی دانش می چیدم .

تا اناری ترکی بر می داشت، دست فواره ی خواهش می شد .

تا چلویی می خواند ، سینه از ذوق شنیدن می سوخت .

گاه تنهایی ، صورتش را به پس پنجره می چسبانید .


[ دوشنبه 91/10/11 ] [ 7:21 عصر ] [ ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما در ساحل آبیم وگاه تشنه می میریم جهان قرآن مصور است ،
از هر آیه هزاران چشمه می جوشد.

بهره ی مقربان ،شراب چشمه تسنیم می باشد. وبلاگ تسنیم عشق سعی در جستجوی آب گوارای چشمه تسنیم تا خود بهشت داره.

حرف دل
باز دنیا شهرکوفی هاشده ،بسیجی هاعلی تنهاشده زیر باران ولایت تر شوید، باشهیدان باز هم سنگر شوید ،
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 48
بازدید دیروز: 60
کل بازدیدها: 58273